● مجردها بخوانند؛ متأهلها دو بار بخوانند! به هر حال، طلاق هم برای
خودش کاری است؛ چیزی است که وجود دارد؛ و یک کلام: از مرگ که بالاتر نیست!
مگر کماند آدمهایی که تا دیروز، سُر و مُر و گنده، عمودی بودهاند برای
خودشان و امروز، «به عزت و شرفِ لاالهالاالله» افقی شدهاند! همانطور
یا همانقدر که روزانه خیلیها با هم ازدواج میکنند، خیلیها هم از هم
طلاق میگیرند. و این یعنی که روزی محضردارها میرسد؛ حالا چه با خواندن
صیغههای عقد چه با خواندن صیغههای طلاق. گیریم که وقت خواندن صیغهی
عقد، پسر و دختر دزدکی هم را نگاه میکنند و جلو خندهشان را میگیرند و
لپهاشان گل میاندازد؛ اما وقت خواندن صیغهی طلاق، زن و مرد نگاهشان را
از هم میدزدند و حتی اگر گریهشان هم نیاید که بخواهند جلوش را بگیرند،
چیزی از جنس بغض گلوشان را کیپ میکند و چهرهشان بیرنگ است. نویسندهای
گفته که طلاق، مثل قطع عضو است؛ جان سالم به در میبری، اما چیزی از وجودت
کم شده است. انگار که دیابتی باشی و از شدتِ بیماری، پات سیاه شده باشد و
راهی جز این نداشته باشند که پات را قطع کنند. همان طور که تو میتوانی با
رعایتِ چند توصیهی بهداشتی، دیابتی نشوی و پات را داشته باشی؛ میتوانی
با رعایتِ چند توصیهی بهداشتی هم، طلاق نگیری و شریکِ زندگیات را داشته
باشی! ــ چند توصیه برای آنکه کارت به طلاق نکشد: ۱) درست انتخاب
کنبد! قصهی همان خشتِ اول چون نهد معمار کج و کبوتر با کبوتر، باز با باز
است. خیلی چیزها از همان اول معلوم است. اینکه دخترخانمی که روبروتان
نشسته یا آقاپسری که خواستگاریتان آمده، خلق و روحش با شما میخواند یا
نه، البته کمی دقت و حوصله و تعقل میخواهد، ولی تا حدودی مشخص است که آره
یا نه. پس احساساتی نشوید! خیالپردازی هم نکنید! ضمناً سری هم به
پروندهی ازدواج ۵روز بزنید. ۲) کم مهر کنید! دستانتان را بیاورید
جلو مانیتور، میخواهیم آبِ پاکی را بریزیم رویشان: مهریههای کلان، نه
حاشیهی امنیت درست میکند نه جلو چشم بقیه مدرسهسازی میکند و «کلاس»
میسازد برایتان! مرد «بالاخره» مهریهی زن را میدهد، اما دلش نسبت به
زنش یکجوری میشود. این یکجوری چه در طول زندگی عادی باشد چه در
آستانهی طلاق باشد، فرقی نمیکند. مهم همان «یکجوری» شدنِ دل است که خدا
نیاورد. ۳) زیاد مهر کنید! چند بار به شریک زندگیتان گفتهاید
«دوستت دارم»؟ این «دوستت دارم» هم، دل را یکجوری میکند: قرصش میکند؛
ایزوگامش میکند؛ آن را مالِ شما میکند. با این همه «میکند» که راه
نفوذِ هر کسی جز شما و خیالِ هر شرایطی بدونِ شما را در دلِ شریکِ
زندگیتان سد میکند، چرا خسیساید و به همسرتان نمیگویید «دوستت دارم»؟
در مورد آقایان گفتهاند: هر قدر ایمان کسی بالاتر برود، بیشتر به زنش
محبت میکند. میشود نتیجه گرفت آدم باایمانی نیستید اگر در ابراز محبت،
عین ماستاید! ۴) به خودتان برسید! اگر شما به خودتان نرسید، کمکمک
همسرتان هم سرد میشود و دیگر به صرافت نمیافتد به خودش برسد؛ آن وقت
اتفاق جالبی میافتد: از آنجا که همه از آراستگی و خوشگلی خوششان میآید
ــ و شما و همسرتان هم استثنا نیستید، توجه شما میرود به طرف دیگران (چون
همسرتان به آراستگی دیگران نیست) و توجه همسرتان هم میرود به طرف بقیه
(چون شما به جذابی بقیه نیستید)! آن وقت؟ بقیهاش معلوم است. ۵)
اخلاقتان را درست کنید! سازگاری و خوشاخلاقی شما، سازگاری و خوشاخلاقی و
محبت طرفِ مقابلتان را جلب میکند و: زندگی شیرین می شود! ۶) خسیس
نباشید! تا جایی که میتوانید، گشادهدست باشید. البته: بهاندازه و
سنجیده. این گشادهدستی، چه در فراهم کردن امکاناتِ راحتی و رفاهی
خانوادهتان باشد چه در خوشاخلاقی و محبت به همدیگر، یک نسخهی مجرّب
است. ۷) غیرت داشته باشید! غیرت فقط این نیست که: من خرد میکنم گردن
کسی را که چپ به زنم نگاه کند! غیرتِ آقای خانه، محافظت از خانوادهاش هم
هست: حواسم باشد چیزی کم و کسر نداشته باشند و تا جایی که بتوانم، نگذارم
سختی ببینند. و غیرتِ خانم خانه، یکیاش، مدیریتِ خانه است: خانهام،
خانهی آرامش و راحتی برای شوهر و بچههام باشد تا دنبال آرامش، جاهای
دیگر سرک نکشند. ۸) بدبین نباشید! مواظب حرف زدنتان باشید! بعضی
وقتها این زبان جوری میجنبد، که زلزلههای چندریشتری پیشش گرد و خاک است!
تهمت ــ حالا راجع به هر چی ــ اعتماد بین زن و مرد را از بین میبرد و
حرمتها و محبتها را میشکند. اعتماد و محبت، سنگِ آسیاب زندگی است؛ اگر
شکست، دیگر هیچ گندم مشترکی آرد نمیشود و خبر از نان و نوایی نیست. شما
بگویید توی همچین آسیابی، کسی از آسیابانها میماند؟
دیگر وقت آن رسیده كه آخرین روزهای دوستی را سپری كنید و به زندگی واقعی قدم بگذارید. به راهنمایی نیاز دارید؟ راهنمایی دادماد! برای
اینكه بقیه عمر خود را با همسر دلخواهتان همراه شوید باید برنامه ریزی
كنید و این كار را باید خودتان انجام دهید نه اینكه در انتظار دیگران
بنشینید و با لبخند زدن موافقت خود را اعلام كنید. فكر كنید كه چه كارهایی
رابایدانجام دهید. ۱ – حلقه: سعی كنید حداقل در این یك مورد
رضایت همسرتان را جلب كنید: شاید لازم باشد حقوق چند ماه كار خود را به
خرید حلقه مورد علاقه او صرف كنید. تنها كاری كه باید در روز عروسی انجام
دهید این است كه دست چپ و راست خود را از هم تشخیص دهید! برای خرید حلقه
كافیست با چهار اصطلاح آشنا باشید: قیراط (كه واحد وزن است)،عیار (كه
میزان خلوص طلاست)، رنگ (كه بهتر است زرد مایل به سفید باشد تا زرد مایل
به قرمز) و برای سنگهای قیمتی ”تراش“. ۲ – لباس: فرقی نمی كند كه
كت ۶ دكمه بپوشید یا كت ۴ دكمه ،كروات قرمز بزنید یا سیاه، جلیقه بپوشید
یا نه، هر طور كه لباس می پوشید باید یك مرد آراسته و برازنده باشید. سعی
كنید لباس عاریه ای نپوشید. بهتر نیست كه در شب عروسی لباس نو بپوشید؟ ۳ – بله گفتن: شما
موظف هستید بعد از ”بله“ عروس وقتی عاقد متنی می خواند بله بگویید. و اما
در مورد اقلیت های دینی، مسیحیان موظفند بعد از مراسم، سخنرانی كوتاهی
ایراد كند كه نشانده پایداری آن ها به پیمان عروسی خواهد بود. متن باستانی
این سخنرانی چنین بوده است: من (اسم داماد)، (اسم عروس) را به عنوان
همسر قانونی خود از امروز به بعد برگزیده ام تا در روزهای خوش و بد در
هنگام ثروتمندی و فقر، بیماری و سلامتی و عشق و دوستی تا روزی كه زنده ایم
با هم باشیم. ۴ – ماه عسل: آن چیزی كه همه دختران و پسران جوان
در انتظار آن هستند بهترین روزهای زندگی، شام خوردن روی میزی كه دو شمع
روی آن روشن است، گل های معطر، موسیقی رومانتیك و یك اتاق آرام خاطراتی كه
هر دوی شما تا آخر عمر به یاد خواهید داشت. ●قبل از روز جشن: همه تداركات را برای ماه عسل فراهم كنید. حلقه ها را آماده كنید. سر وقت به دنبال عروس بروید. تصمیم بگیرید كه چه كسانی شاهدان عقدتان هستند.
در بسیاری از موارد اگر همسران واقعا به یکدیگر گوش دهند رابطه خوبی با
یکدیگر خواهند داشت ولی حیف که با نادیده گرفتن نظرات یکدیگر، بسیار سریع
رابطه شان به بن بست کشیده می شود.البته تمام همسران حرف های یکدیگر را می
شنوند پس چرا باز هم از نیات و تفکرات و خواسته های یکدیگر بی اطلاعند؟ زیرا
گوش کردن به همسرتان را نیاموخته اید. برای اثبات این موضوع باید ذکر کنیم
که وقتی همسرتان مشغول صحبت با شماست آیا در مورد جزئیات بیشتر از او سوال
می پرسید یا اینکه او را نگاه می کنید و بعضا سری هم تکان می دهید، اما
فکرتان مشغول مطلب دیگری است؟ بسیاری از ما وقتی در حال گوش کردن به
صحبت های طرف مقابل هستیم در اوایل صحبت او نتیجه گیری و قضاوت می کنیم و
حتی پاسخ می دهیم. در صورتی که در بسیاری موارد منظور اصلی طرف مقابل را
به خوبی درک نکرده ایم.برای رسیدن به نتیجه بهتر پیشنهادی به شما ارائه می
کنیم: وقتی همسرتان مشغول صحبت راجع به موضوعی است که شما کاملا با آن مخالف هستید، بهترین کار این است که صحبتش را قطع نکنید. بلکه
تا اتمام جریان سکوت اختیار کرده و با آرامش به او گوش دهید.سپس کاغذی
بردارید و تمام نکاتی را که در مورد آن بحث شده به طور خلاصه بنویسید. سپس
آنچه را نوشته اید بخوانید و به تمامی کلمات دقت کنید.در این مرحله منظور
خود را بیان کنید. از همسرتان بخواهید که به نقطه نظرات شما گوش بدهد
و سپس هردو در مورد مطالب بیان شده از جانب دیگری فکر کنید. چند دقیقه
سکوت کنید و نهایتا در مورد احساستان و آنچه برایتان مهم است با دیگری
صحبت کنید. مسائل پیش پا افتاده را حذف کرده و در مورد اولویت های بحث به
توافق برسید. قطعا نکات مشترکی میان شما وجود خواهد داشت که منجر به
مصالحه و رضایت شود.گاهی اوقات با تمام تلاشی که می کنید باز هم احساس
عصبانیت و خشم می کنید. این احساس در روابط اجتماعی بسیار طبیعی است.
به ویژه وقتی احساس می کنید که قربانی رفتار دیگری شده اید و حقوق حقه و
طبیعی شما زیرپا گذاشته می شود. حتی در برخی شرایط نیز احساس می کنید که
نظر شما هیچ ارزشی برای همسرتان ندارد و فقط به حرف ها و خواسته های خود
اهمیت می دهد. بهترین کار در چنین مواردی این است که در یک فرصت مناسب
زمانی با همسرتان خلوت کنید و رودرروی هم در یک فضای آرام نشسته راجع به
رفتار و یا رفتار وی با او صحبت کنید.اما نکته مهم این است که در این گفت
وگو نباید موضوع را به نحوی طرح کنید که انگار قصد مقصر جلوه دادن او و یا
متهم کردن وی را دارید، بلکه می توانید به او بگویید که از رفتار و
گفتارهایش در زمان های مختلف چه احساسی پیدا کرده اید.در این موارد از او
بپرسید که منظور او از انجام اعمال یا مطرح کردن گفته های خاص چه بوده
زیرا ممکن است او با طرز فکر خاص خود عمل کرده و اصلا آگاه نبوده که در
حال ناراحت ساختن شماست.
● قبل از ازدواج خوابیدن تا لنگ ظهر بیاجازه به سفر رفتن خوردن بهترین غذاها بیمنت استراحت مطلق بیجر و بحث دید و بازدید از مکانهای تفریحی آموزش گیتار، سنتور، و ... گرفتن پول توجیبی از بابا ● بعد از ازدواج بیدار شدن زدوتر از خورشید رفتن به حیاط با اجازه خوردن غذاهای سوخته با منت کارکردن در شرایط سخت سرزدن به فامیل همسر آموزش بچهداری و شستن ظروف دادن کل حقوق به همسر ● نتیجهگیری اخلاقی سحرخیز شدن معتبر شدن تقویت معده ورزیده شدن صله رحم همدردی با مردها مستقل شدن
ارسال شده توسط: عقیق در پنجشنبه 21 آبان 1388 | نظرات
واژه طلاق در پارسی به معنای بیزاری و جدایی کامل است و در اصطلاح حقوق،
عبارت است از: ایقاعی تشریفاتی که به موجب آن واگذاری حق طلاق در شرایط
طبیعی به مرد نه کاشف از بی توجهی به زنان و نه طرفداری از مردان، بلکه با
توجه به مصالح خانواده و در راستای دیگر ضوابط فقهی. هرچند در موارد خاصی
نیز زن حق دارد از دادگاه طلاق بخواهد، اضافه بر آن که زن می تواند با شرط
ضمن عقد در پیمان زناشویی، هر وقت بخواهد از مرد طلاق بگیرد. در
شریعت یهود زن حق طلاق ندارد. به مجرد این که مرد از زنش ناراضی باشد،
مطلقا می تواند او را رها سازد. پیوند زناشویی به مجرد نیت مرد، قابل گسست
است و نیازی به اثبات و ابراز نیست و شرایط و تشریفات خاصی ندارد. در
دیانت مسیح برای هیچ یک از زن و مرد حق طلاق وجود ندارد و پیوند زناشویی
تنها زمانی قابل گسست است که زن مرتکب خطای نابخشودنی شده باشد. شاید عدم
مشروعیت طلاق در آیین مسیحیت بدین علت باشد که زن و مرد به حضرت مریم و
مسیح(ع) اقتدا نکرده و با انعقاد پیمان زناشویی جرم بزرگی را مرتکب شده
اند. بنابراین لازم است به پای این عمل ناروا بسوزند و با این بندی که خود
بر خویشتن نهاده اند عذاب شوند. طلاق در اسلام و در وقت ضرورت مشروع
است ولی شارع برای آن که زندگی زناشویی زود از هم نپاشد و دامنه آن گرداب
خطرناک به افراد بی گناه دیگر زیان نرساند، به مجرد این که مردی از همسرش
ناخرسند باشد راه طلاق را نشان نمی دهد، بلکه او را به بردباری و شکیبایی
دعوت می کند و قرآن راه جلوگیری از جدایی زوجین را به بهترین طریق عملی
نشان داده است: و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما و
اگر ازجدایی میان آن دو (زن و شوهر) بیم دارید، پس داوری از خانواده آن
(شوهر) و داوری از خانواده آن (زن) تعیین کنید. اگر سرسازگاری دارند خدا
میان آن دو سازگاری خواهد داد... (نسا»، ۳۵) . زیرا گاه علی رغم همه
این راه حل ها، برخی زندگی ها به بن بست می رسند و باید هر یک زندگی دیگری
را با زوج دیگری از سر بگیرند.
ارسال شده توسط: عقیق در پنجشنبه 21 آبان 1388 | نظرات
همه ما تشنه محبت هستیم. می خواهیم جزو خانواده ای باشیم كه از یكدیگر
مراقبت و به هم افتخار می كنند. عشقمان را به یكدیگر نشان دهیم. دور هم
جمع شویم. با فشردن دستها دوست داشتن را به زبانی دیگر عنوان نماییم. همه
ما تمایل داریم بازی «چقدر مرا دوست داری» را نمایش دهیم.همه ما با یك
حفره خدادادی در قلبمان بدنیا آمده ایم و این حفره را فقط عشق است كه پر
می سازد.یك تصویر ساده از این عمل در خانواده ها به چشم می خورد. متخصصین
می گویند: بچه ها بدون منشأ درونی عشق بدنیا آمده اند. آنها به این دنیا
وارد می شوند درحالی كه وابسته به یك عشق با ریشه و منشأ خارجی هستند وقتی
نیازی دارند انگشتان پرمهر مادر را حس می كنند. مادر عشق را به درون
قلب كودك می ریزد. همان طور كه قاشق، قاشق غذا را در دهان او می گذارد.
ذره ذره عشق را در قلب او می ریزد. هنگامی كه او را در تختخواب درآغوش می
گیرد و می فشارد گویی بغل بغل عشق به او هدیه می كند. این تجربه های
محبت باعث ایجاد اعتماد و اطمینان در برقراری ارتباط با دیگران خواهدشد و
در زمان احساس تنهایی، ترس و ناامیدی باعث آرامش خاطر اوست. این ذخیره
خاطرات كودك را با مردمی كه می خواهند عشق را در طول زندگی به او هدیه
دهند مرتبط می سازد. اگرچه بیشتر اوقات سعی می كنیم محبت را به كودكان
هدیه كنیم اما گاهی مشغولیت های كاری باعث بی صبری ما می شود، فرصتی برای
گوش كردن به صحبت كودكان نداریم و به قولی كه به آنها داده ایم عمل نمی
كنیم اما در پایان هفته یا ماه یا سال فرصت برای جبران آن داریم. قانون این است هرچه عشق و محبت خانواده بیشتر نثار او شود نیازمند محبت فرصت طلبان نخواهدبود. اگر
هر روز تجربه ای از محبت را در خانه داشته باشد این تجربه به عنوان خاطره
ای ثابت در شخصیت او باقی خواهدماند و به عنوان ذخیره ای در قلبش باعث
آرامش ومقاومت بیشتر او در طول زندگی است. عشق و محبتهای عمیق در كودكان
بدنبال كارهای كوچك پیدا می شود. وقتی ازكودك سؤال می كنیم از كجا می دانی
مادر تو را دوست دارد می گوید: «وقتی مریض بودم از من مراقبت می كرد.» «به
موقع مرا از مدرسه به خانه می آورد.» «من را به فروشگاه می برد و برایم
كاكائو می خرید.» الگوهای رفتاری محبت در خانواده شانس آموزش چگونه عشق
ورزیدن را برای كودكان ایجاد می كند. به این صورت كه همه ما هر روز در
كلاس درس خانواده حاضر می شویم. ● عشق زمان می برد وقتی گرسنه می
شوید می توانید بلافاصله یك غذای آماده را میل كنید و یا اینكه ساعتها وقت
صرف كرده غذای لذیذ و مورد علاقه تان را طبخ نموده و میل كنید. البته عشق
ورزیدن و آموزش محبت هم به زمان نیاز دارد.
ارسال شده توسط: عقیق در پنجشنبه 21 آبان 1388 | نظرات
برای خلق یک ازدواج موفق نسخههای بیشماری پیچیدهاند. در پی مطالعات
فراوان پیرامون زنان و شوهران، حقایقی را دریافتهایم که به نظر میرسد در
همه دنیا رایج است و آن را به عنوان ۷ نکته ساده برای یک ازدواج موفق در
ذیل آوردهایم و امیدواریم برای شما هم سودمند افتد: ۱. اگر میخواهید ازدواجی موفق و روبه تکامل داشته باشید باید از ته قلب بخواهید. ازدواج
شما امری مهم است پس زمان و توجه لازم را برای آن صرف کنید. حرفهائی که
به زبان میآورید و آنچه مه در نظر دارید برای ازدواجتان انجام دهید
اهمیتی ندارند؛ باید دست به عمل زد. صدای عمل از تمام صداها رساتر است. نکته:
به آنچه که برای ازدواجتان انجام دادهاید دقت کنید و مطمئن شوید آنها با
حرفها و مقاصد شما هم راستا بودهاند. آیا زمان و انرژی لازم را صرف
بهبود روابط خود کردهاید؟ ۲. به جای نقطه ضعفها، نکات منفی و آن خصوصیاتی که در همسر خود دوست ندارید. بر نقاط قوت و دوستداشتنی او تمرکز نمائید. در
حقیقت هر آنچه که در فکر و دل آدمی میگذرد نتیجه آن چیزی است که کانون
توجه اوست. اگر میخواهید از هر گونه سردی روابط و حتی شکست و طلاق در
زندگی زناشوئی پرهیز نمائید کانون توجهتان را به چیزهای مثبت همسرتان
معطوف ندارید. نکته: دست از انتقاد از همسرتان در حضور او و یا حتی در
ذهن خود بردارید. فکرتام را به سوی جنبههای مثبت وجود او هدایت نمائید و
سعی کنید به دنبال چیزهائی باشید که موجب بهبود زندگی مشترکتان خواهد شد. ۳. محبت از جمله مسائل ضروری ازدواج به شمار میآید؛ پس مهربان باشید. در
اغلب مواقع افراد در روابط با نزدیکترین عزیزان خود بسیار بدتر از
خویشاوندان یا حتی غریبهها رفتار میکنند و به اصطلاح غریبنواز هستند.
به قولی، اگر بر سر دو راهی درست بودن و مهربان بودن قرار گرفتید مهربانی
را بر گزینید. نکته: در این هفته محبتی در حق همسرتان روا دارید که پیش از این نکردهاید و البته بدون هیچ توقعی آن را انجام دهید. ۴. قدردان همسرتان باشید و به او ارزش دهید. شاید
فکر کنید که باید از او تشکر کنید اما وقت و حوصله آن را پیدا نکنید. اما
جداً توصیه میشود که ابزار قدردانی و تشکر را به صورت یک عادت روزمره
زندگی خود در آورید. چنانچه این کار را انجام دهید زندگی زناشوئی شما با
لذت و شادی بیشتری همراه خواهد بود. نکته: همین الان به آنچه همسرتان
امروز برایتان انجام داده بیندیشید و بابت همه آنها تشکر کنید. به خاطر
بسپارید که فقط برای چیزهای بزرگ تشکر نکنید. برای هر چیزی حتی کوچک
قدردانی کنید: مثلاً برای زحمت طبخ غذا یا حتی خیلی ساده بگوئید: چه لبخند
قشنگی داری! ۵. آنچه را که میخواهید تقاضا کنید. بیشتر اشخاص فکر
میکنند که شریک زندگیشان باید فکرشان را بخواند. اما اگر واقعاً خواهان
برآورده شدن نیازهای خود هستند باید آنها را بر زبان بیاورید. در ضمن باید
آن را طوری بیان کنید که تشویقکننده باشد و البته در زمان مناسب آن باشد
تا هیچگونه سوء تفاهم یا رنجشی پیش نیاید. نکته: آیا تا به حال در
مورد خواستههای خود با همسرتان صحبت کردهاید؟ مثلاً داشتن اوقات فراقت
بیشتر برای با هم بودن. کمک در کارهای خانه، سفرهای بیشتر و ... تنها راه
رسیدن به همه این موارد درخواست کردن تکتک آنهاست. ۶. بدون اینکه قضاوت کنید و یا در دیوار دفاعی خود پناه بگیرید گوش کنید. به
دور از هر گونه تعصبی این احتمال را در نظر بگیرید که ممکن است نظریه یا
روش طرف دیگر از روش شما بهتر باشد. ارایه راهی متفاوت دلیل بر اشتباه
بودن آن نیست. اگر از آن دسته افرادی هستید که دایماً در حال پیشداوری و
دیوار کشی در اطراف خود هستید باید بدانید که نسبت به احتمالات با تعصب
برخورد میکنید. نکته: یکی از خصوصیات همسرتان را که دوست ندارید و
همیشه نسبت به آن جبهه میگیرید. برگزینید. سپس، در مورد چیزی سر صحبت را
باز کنید و بدون هرگونه قضاوت لفظی یا ذهنی به حرفهای او گوش دهید. چه
چیز جدیدی کشف کردید؟ آیا به نتیجه دلخواه دست یافتید؟ ۷. ریسک کنید و قلب خود را بگشائید. اجازه دهید همسرتان به آن وارد شود. بسیاری
از افراد سالها با یکدیگر زندگی میکنند اما همچنان در دیوار دفاعی خود
به سر برده و اجازه نمیدهند دیگری از این حفاظ بگذرد. چنانچه مشتاق
زناشوئی زنده و پرشور هستید باید این ریسک را بپذیرد. نکته: به
رفتارهای خود توجه کنید. آیا شما هم در یک دیوار دفاعی زندگی را
میگذرانید؟ البته این احتمال هم وجود دارد که فقط در مواقع درگیری و
ناخوشایندی آن را بکشید و در سایر اوقات بردارید. شاید هم از درخواست
خواستههایتان میترسید؟! توصیه میکنیم یکی از این موقعیتها را برگزینید
و شهامت ریسک کردن و خواستن را تمرین کنید. توجه داشته باشید که پندهای
فوق که در قالب یک نسخه آمده است فقط نقطه شروعی برای خلق یک ازدواج شاده
و موفق به حساب میآیند.
ارسال شده توسط: عقیق در سه شنبه 19 آبان 1388 | نظرات
طبق نتایجی که بدست آمده فاصله بین عقد و عروسی زمانیست که زندگیهای نو پا
را مستعد طلاق میکند در این مدت علاوه بر اینکه طرفین رسما زن و شوهر
هستند ولی از زندگی مشترکی که اغنا کننده نیازهای طرفین باشند بی بهره
هستند . در همین حال اختلافات و تفاوت سلیقه ها طرفین و یا یکی از
طرفین را ممکن است به جائی برساند که فکر کند اگر ازدواجی صورت نمیگرفت
بهتر بود و راه حل مشکل را در طلاق ببیند .در اینحال تکلیف طرف مقابل که
اینطور فکر نمیکند چیست و خسارتهای مادی و معنوی او چه میشود؟ زمان بین
عقد و عروسی وقتی طولانی شود زن و شوهر عیبهای یکدیگر را بیشتر خواهند دید
ضمن اینکه مجال زیادی برای با هم بودن و استفاده از خوبیهای یکدیگر ممکن
است نداشته باشند .وجود اطرافیان زهر دار و دخالتهای مختلف هم مزید بر علت
خواهد بود . در صورت اقدام به طلاق وجود قوانین جاری که بعد از عقد
مهریه به زن تعلق میگیرد و جدایی باید با طلاق صورت پذیرد هم مشکلات دیگری
بوجود خواهد آورد. علاوه بر این مسائل مشکلاتی که از طرز تفکر خانواده ها ناشی میشود هم جای تاسف دارد . معمولا
خانواده های دختران ایرانی از اینکه دخترانشان با همسران آینده آنها مدتی
در صیغه موقت بمانند تا برای آشنائی بیشتر همدیگر را بهتر بشناسند بیم
دارند و گمان میکنند با این روش داماد ممکن است از دستشان در برود . اغلب
در همین خانواده ها بعد از بروز مشکلات رجوع به مهریه های غیر متعارف و
غیر انسانی رخ میدهد که بعضیها اصولا بدنبال پول باد آورده و گروهی دیگر
فقط بدنبال طلاق میروند . با بررسی این قبیل مشکلات بنظر میرسد اقدام
به عقد دائم برای آشنائی و شناخت بیشتر در حالتی که شناخت قبلی هم وجود
ندارد کار اشتباهیست . در این حال صرفا باید به صیغه موقت(با پایان مدت
خودبخود محرمیت تمام میشود) برای محرمیت اکتفا کرد تا اتفاقات ناگواری مثل
طلاق کمتر برای افراد پیش بیاید . زمان عقد و عروسی هم حتی الامکان
نزدیک به هم باشد تا مشکلات کمتری بوجود بیاید .البته باید دقت داشت که
اکثر این مشکلات زمانی بزرگتر خواهند بود که مهریه خارج از توان مالی مرد
باشد(در این حال تهدید به زندان برای طلاق و یا حق حبس مشکلات روحی و
روانی فراوانی برای مرد ایجاد خواهد کرد) . برای افرادی که اصلا شناختی
نسبت به هم نداشته اند مدت محرمیت حداقل ۶ ماه مدت مناسبی میباشد و با
زمانهای یکماه و یک هفته نمیشود شناخت کافی بدست آورد .
ارسال شده توسط: عقیق در سه شنبه 19 آبان 1388 | نظرات
● موفقترین روابط عاطفی را با نامزدتان داشته باشید هنگامی كه
نامزدتان كار نادرستی انجام میدهد، واكنش شما به او و كار ناشایستش
چیست.برخی دوست دارند نامزد خود را ملامت و سرزنش كنند برخی نیز انتقاد را
ترجیح میدهند. در این مقاله كوتاه سعی داریم تا با ارائه علل و عوامل
شكلگیری واكنشها در چنین لحظاتی، موفقیتآمیزترین لحظات را در زندگی
نوپای خود داشته باشید. نكته اصلی اینجاست كه با سرزنشكردن، انتقاد شدید
كردن و حتی مقابله به مثلكردن با او، در حقیقت سعی دارید تا با قراردادن
نامزدتان در جایگاه معلول، خود را علت قرار دهید. متاسفانه قراردادن نامزد
در جایگاه معلول یا همان تاثیر بزرگترین و سختترین لطمه را به رابطه خود
با وی وارد میكنید در این زمان است كه مشاجره و نزاع آغاز شده و تبعات
منفی بیشتری را نیز تجربه خواهید كرد. این موضوع هیچگاه دلیل منطقی
محسوب نمیشود كه چون پدر و مادر و والدین همواره كنش و واكنش بدی نسبت به
هم داشتهاند، شما نیز چنین رویهای را در قبال نامزدتان بهكار گیرید.
هنگامی كه بحث شرایط در روابط مطرح میشود شما میتوانید هم در جایگاه علت
و هم معلول قرار گیرید. هنگامی كه دیواری را رنگ میكنید شما در قبال و
مقایسه با رنگ دیوار علت هستید اما هنگامی كه رنگ را بر روی لباستان
میریزید البته بهطور ناخواسته آنگاه شما معلول هستید نه علت! بهخاطر
داشته باشید دو نوع رابطه وجود دارد: ۱) نخست آنكه رابطه علت و معلولی
متداولترین نوع رابطه است. در مثال بالا شما متوجه رابطه شدید و توانستید
اشخاص دیگر را نیز در جایگاه خود قرار دهید. ۲) دوم آنكه در رابطه
علت و معلولی شما خود را یك علت فرض كرده و در عین حال این اجازه را هم به
دیگران داده یا آنها را تشویق میكنید تا خود را هم چون علت در رابطه فرض
كنند. بهخاطر داشته باشید روابط علت و معلولی در بهترین حالاتش به صورت
گروهی و تیمی هستند. شما و نامزدتان باید مسوولیت هر كاری و عمل و
عكسالعملی را با هم قبول كنید.
ارسال شده توسط: عقیق در سه شنبه 19 آبان 1388 | نظرات
تقابل زنان و مردان از رایج ترین موضوعات طنز و لطیفه در جهان است. پدیده
ای که در ایران به آن «کری خواندن» می گویند، پاره ای از ادبیات خانوادگی
در همه کشورها به شمار می رود. لطیفه هایی که در انتقاد از مردان و
زنان و از زبان طرف مقابل نقل می شود، شاید به طور کلی جنبه سرگرمی و مزاح
داشته باشد، اما از درون آنها می توان به پاره ای از دغدغه های زنان و
مردان درباره یکدیگر پی برد. ● مردان از چشم زنان؛ ▪ زن اول؛ مردان کارها را چگونه به طور مساوی با زنان تقسیم می کنند؟ ـ
زن دوم؛ زنان بپزند، مردان بخورند. زنان خانه را مرتب کنند، مردان آن را
کثیف و نامرتب کنند. زنان لباس ها را اتو بکشند، مردان آن را چروک کنند. ▪ زن اول؛ چگونه می توان مردان را از جویدن ناخن هایشان منع کرد؟ ـ زن دوم؛ باید وادارشان کنی کفش بپوشند. ▪ زن اول؛ چگونه شوهرت را از خواندن ایمیل های شخصی خودت منع می کنی؟ ـ زن دوم؛ نام پوشه های کامپیوتری ام را می گذارم کارهای اداری. ▪ زن اول؛ اون چیه که هشت تا بازو داره و ضریب هوشی اش ۶۰ درصد است. ـ زن دوم؛ چهار تا مرد که دارند مسابقه فوتبال تماشا می کنند. ▪ زن اول؛ فرق کاناپه و مردی که روی آن نشسته و فوتبال تماشا می کند، چیست؟ ـ زن دوم؛ کاناپه ساکت می نشیند، اما مرد مدام دستور آجیل و تنقلات می دهد. ▪ زن اول؛ چه چیزی می تواند مردان را به فکر خوردن شام شاعرانه زیر نور شمع بیندازد. ـ زن دوم؛ قطع برق. ▪ زن اول؛ چرا مردان، زنان باهوش را دوست دارند؟ ـ زن دوم؛ قطب مخالف، جذاب است. ▪ زن اول؛ چرا حلقه ازدواجت را اشتباه دست کردی؟ ـ زن دوم؛ چون اشتباهی ازدواج کرده ام. ● زنان از چشم مردان؛ - مردی گفت؛ تا زمانی که ازدواج نکرده بودم، معنای شادی واقعی را نمی دانستم. وقتی که فهمیدم دیگر کار از کار گذشته بود. - زنی به دوستش گفت؛ من شوهرم را میلیونر کردم. دوستش پرسید یعنی قبل از ازدواج خیلی فقیر بود؟ زن اول پاسخ داد؛ آن موقع میلیاردر بود. - با ازدواج ،مرد مدرک لیسانس خود را از دست می دهد و زن مدرک فوق لیسانس می گیرد.
ارسال شده توسط: عقیق در سه شنبه 19 آبان 1388 | نظرات